ماهی قرمز کوچولویی هستم در دل شیشه ای تو مواذب باش دلت نشکنه
چون من می میرم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
سر عقل آمده هر بنده که دیوانه توست
دل خوش عشق شما نیستم ای اهل زمین
به خدا معشوق من بالایی ست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پس چرا عاشق نباشم
من که می دانم که عمرم روزی به پایان می رسد
نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد
من که می دانم به دنیا روزگاری نیست و نیست
بین مرگ و آدمی قول قراری نیست و نیست
پس چرا عاشق نباشم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نمی دانم چراغها نمی دانند من سلطان غمهایم
بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هر که عاشق شد منت صد یار می باید کشید
بهر یک گل منت صد خار می باید کشید
من به مرگم راضی ام امٌا نمی آید عجل
بخت برهین از عجل هم ناز می باید کشید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی بر گ های پاییز رو زیر پاهات له می کنی یادت باشه روزی بهت
نفس هدیه می کردند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی بر گ های پاییز رو زیر پاهات له می کنی یادت باشه روزی بهت
نفس هدیه می کردند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مرگ آن نیست که با خاک سیه دفن شوم مرگ آن اَست که از خاطر تو
محو شوم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبی تناه و بی فانوس خواهم مرد دعا کن بعد دیدار تو باشد پایانم...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگه تمام زنبور های جهان نیشت بزنن حقته چون خیلی گلی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای کشتن من ارتفاع کافی نیست باید از چشمات بیفتم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو مرا میفهمی من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه یک
انسان است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میدونی فرق تو با کِشتی چیه کشتی رویه گِل میشینه ولی تو روی دل می شینی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من دو چیز دوست دارم یکی گل دیگری تو:گل را برای تو،و تو رو برای همیشه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كسي كه كوهي را از جايي بر داشت، همان كسي است كه ابتدا شروع به جمع كردن سنگ ريزه ها كرد...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسيد
من به او خنديدم
کمي آزرده و حيرت زده گفت
روي ديوار و درختان ديدم
باز هم خنديدم
گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه
پنج وارونه به مينو ميداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم
بعدها وقتي غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بي گمان مي فهمي
- پنج وارونه چه معنا دارد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گه بي هوا کسي وارد زندگيت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه بي محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه گريه هات تو خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خورد نشي ؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده ! , حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائي خفت کرده ؛ شک نکن تنها مرهمت "خداست" که ؛ از سر تواضع يه بهونه واسه نوازشت گير آوورده ! آخه مي دوني ؟ : "خدا" خيلي تنهاست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عشق جامي است كه آنرا سر ميكشيم بي آنكه بدانيم شراب است يا زهر و در هر دوحالت هنگام نوشيدن آن حس خوبي داريم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من ترا در تو جستجو كردم
نه در آن خواب هاي رويائي
در دو دست تو سخت كاويدم
پر شدم؛ پر شدم؛ ز زيبايي
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چه غريبانه ميگريست آن شب بي تو تکه ابري که سکوت وجودم رو فهميد و چه غريبانه خنديدم آن روز که بي تو مرگم را فهميد
اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
اگه ديدي تو آسمون هيچ ستاره اي نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ي دلت
پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني
آه باران من سراپاي وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني
دبير فارسي بودم نامت را اولين غزل از صفحه کتابها مي نهادم اگر دبير جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش ميکردم تا معادله محبت پديد آيد اگر دبير هندسه بودم ثابت مي کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت
دوستي شايد عشقست که ميسازدو ميسوزد و شايد ترانه ايست که هر دم آوايش در دل جاريست ليکن هر جه هست زيباست
خون که قرمزه رنگ عشقه / اما اشک که بيرنگه درد عشقه
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
از جلو گل فروشی رد شدم دیدم زیباترین گلش نیست sms زدم ببینم کجایی
ميدوني چرا وقتي گريه ميکني چشمت رو مي بندي؟
وقتي ميخواي بخندي،وقتي ميخواي کسي رو ببوسي وقتي ميخواي تو رويا بري چشمت رو مي بندي؟
چون قشنگترين چيزاي اين دنيا ديدني نيستند
آرزو مي کنم:
زندگي مال تو….مرگ مال من
راحتي مال تو….گرفتاري مال من
شادي مال تو…..غم مال من
همه مال تو ولي تو مال من
يه روز دل تصميم مي گيره سنگ شه تا ديگه عاشق نشه ميره و سنگ مي شه و ميره قاطي سنگ ها اما اونجاهم عاشق يه سنگي ميشه
مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم
در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست حداقل از رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلمو نلرزونه
عشق مثل آب ميمونه.....که ميتوني توي دستت قايمش کني..آخرش يه روز دستت رو باز ميکني ميبيني نيست... قطره قطره چکيده بي انکه بفهمي.. اما دستت پر از خاطره است
تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست
عشقم را نثار تو کردم...اما نپذيرفتي. عشقم را به تو هديه کردم آن را دور انداختي، زندگيم را وقف تو کردم اما در کنارم نماندي، کاش روزي آن را برگرداني!
من ياد گرفته ام: مهم نيست كه در زندگي چه داري، بلكه مهم اينست كه چه كسي را داري